مرتضى مطهرى

25

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

را حاجى به طور خيلى خلاصه و مختصر در آخر آورده است ، ولى آن قسمتى را كه نسبت به قسمتهاى ديگر مفصّلتر آورده است همان است كه اينها آن را « حكمت الهى » مىنامند . حكمت الهى چيست ؟ همانطور كه امروز روى كلمهء « متافيزيك » بحثى در گرفته است كه چرا اين علم را « متافيزيك » مىنامند و ريشهء آن را به شكلى پيدا كرده‌اند ، در قديم هم بين علما به صورت يك سؤال مطرح بوده است كه چرا اين علم حكمت الهى را [ ما بعد الطبيعه ] مىگويند و حال آنكه اين تعبير درست نيست . آنها توجه نداشتند كه اين كلمه را به غلط به « ما بعد الطبيعه » - يعنى آن چيزهايى كه به بعد از طبيعت مربوط است - ترجمه كرده‌اند و بدون توجّه به اينكه اين غلط از مترجم است مىديدند كه اين تعبير با آن تطبيق نمىكند ، از دو جهت : جهت اوّل اينكه آن مسائلى كه ما « حكمت الهى » مىناميم اختصاص به ماوراء طبيعت ندارد ، بيشتر مسائل عامّ است . اصلا فلسفه يعنى مسائل كلّى ، علم كلّى ، مسائلى كه اختصاص به جايى ندارد ؛ فرقش با ساير علوم اين است كه مسائل علوم مسائل اختصاصى است ، مثلا گياه شناسى فقط مسائل مربوط به گياه را بررسى مىكند ولى فلسفه مسائلش مسائل كلّى مربوط به هستى است ، مسائلى كه به هيچ جا اختصاص ندارد « 1 » . جهت ديگر - كه بوعلى در شفا مىگويد - اين است كه اگر قرار بود كه اين نام را بگذارند چرا بگويند « ما بعد الطبيعه » ، بايد بگويند « ما قبل الطبيعه » ، زيرا ماوراء طبيعت تقدّم دارد بر طبيعت نه اينكه تأخّر داشته باشد از طبيعت . ولى چون بحث لفظى بوده است بعدها به آن اهميتى نداده‌اند .

--> ( 1 ) - يعنى مسائل فلسفه همان امور عامّه است به اصطلاح . استاد : بله ، امور عامه است ولى غير امور عامه‌اش هم همين طور است ؛ مثلا خدا از آن جهت مورد بحث واقع مىشود كه اختصاص به هيچ موجود خاصى ندارد .